تبليغاتX
وبلاگ حجاب

به نام خدائی که حضرت زهرا را آفرید تا

مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.

با سلام امیدوارم از مطالب این وبلاگ لذت ببرید

 

 

 

نگاه به نامحرم در انجیل

 

 

"اگر دستت یا پایت تو را بلغزاند آن را قطع کرده و از خود دور انداز

 

 زیرا تو را بهتر است که لنگ یا شل داخل حیات شوی

 

از آنکه با دو دست یا پا در نار (آتش)جاودانی افکنده شوی .

 

اگر چشت تو را لغزش دهد آن را قلع کرده ،ازخود دور انداز ،

 

زیرا تو را بهتر است با یک چشم وارد حیات شوی ،

 

از اینکه با دو چشم در آتش افکنده شوی (انجیل متی باب هجدهم )

 

شگفت اینکه قرآن کریم و تورات و انجیل فعلی مردم را از این گناهان

 

حذر داشته است و کسانی که امروز ادعای پیروی از

 

 این دو پیامبر بزرگ را می کنند ،اگر راست می گویند

 

 باید به دستورات کتاب مقدس خودشان عمل کنند ،

 

اما متاسفانه اکثر بی بند و باری های زنان

 

 از جانب اینان به سراسر عالم سرایت کرده است

 

خواهرم راه چه کسانی را دنبال می کنی ؟

 

منبع: انجیل متی باب هجدهم فقره ۷-۱۰

 

بیائید برای استقبال از تنها معصوم باقیمانده عالم خود را آماده کنیم.

 

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط ناهید ;  | 

بنام خدائی که عشق را افرید و به نام پروردگار زیبائی ها

 

اللهم صل علی محمد و آل محمد.

 

برای ظهور در فرج حضرت یک صلوات بفرستید.

 

امیدوارم که از مطالب این وبلاگ لذت ببرید.

 

مظلومیت زن قبل از اسلام

(در اروپا وعربستان)

در یونان و روم :در یونان زن جزو کالاهای تجاری در بازارها خرید و فروش می‌شد و بدون شخصیت حقوقی و اجتماعی بود و بعد از وفات شوهرش حق زندگی نداشت. مرد می‌توانست زن خود را به هر که بخواهد قرض دهد یا به دوستانش هدیه کند.در روم قبل از میلاد، دختران و زنان، کنیز و بدبخت بودند و مانند اشیا و حیوانات، خرید و فروش می‌شدند و از تمام حقوق اجتماعی محروم بودند. نه ارث می‌بردند و نه می‌توانستند مالک چیزی بشوند.مرد حق دادرسی و کیفر زن را داشت و می‌توانست به خاطر گناهش او را به مرگ محکوم نماید.

در روسیه:در روسیه قدیم هنگامی که پدری دخترش را به خانه شوهر می‌فرستاد او را آهسته با تازیانه می‌زد و سپس شلاق را به داماد خود می‌داد تا معلوم شود از این به بعد دختر از کسی که جوانتر و نیرومندتر است کتک خواهد خورد.در اسلاوهای روسیه و صربستان (زن جزء غنایم جنگی به شمار می‌رفت) و دزدیدن و غصب او تا قرن گذشته رواج داشت.

در عربستان:یکی از اعراب دوران جاهلیت وقتی مسلمان شد ماجرای زنده به گور ساختن دختر خود را برای پیغمبر اسلام(ص) چنین شرح داد:

موقعی به سفر رفتم که زنم حامله بود. وقتی از سفر مراجعت نمودم(طبق معمول مسافرتها در آن زمان چندسال طول می‌کشید) دیدم دخترکی در خانة من است. از زنم پرسیدم این دختر از کیست؟ گفت این دختر از آن تو است. موقعی که به سفر رفتی من او را حامله بودم و اکنون به این سن رسیده است. حال که این دختر به این سن رسیده از کشتن او چشم بپوش و بگذار این دختر به عنوان یادگار برای خانواده و قبیله باقی بماند.

مرد عرب حکایت خود را برای پیغمبراکرم(ص) چنین ادامه داد: در ظاهر چیزی نگفتم و صبر کردم تا دخترم به سن رشد رسید روزی به مادرش گفتم دختر را آرایش بنمای و موهای او را شانه کن که می‌خواهم او را به عروسی یکی از قبایل ببرم مادرش خوشحال شد و موهای دختر را شانه کرد و براو لباس نو و فاخر پوشانید و به دستم سپرد. دختر فوق‌العاده خوشحال به نظر می‌رسید و فکر می‌کرد واقعاً او را به عروسی خواهم برد.

دست او را گرفتم از خانه و حوالی آنجا دور شدیم تا این که به وسط بیابان رسیدیم به دخترم گفتم صبر کن و بنشین تا بروم برای خودم آبی تهیه نمایم دخترم نشست و من از او دور شدم قصدم این بود که در نقطه‌ای که از چشم او دور باشد، قبری برای او حفر کنم.

گودالی کندم و قبری آماده کردم و به نزد دخترم بازگشتم و به او گفتم که چشمة آبی یافته‌ام، خوب است برای رفع عطش به سوی چشمه رفته و سیراب شویم. سپس به عروسی برویم او باور کرد و با من به راه افتاد.

وقتی چشمش به آن گودال افتاد از من پرسید این گودال چیست؟ گفتم: برای تو مهیا کرده‌ام. گفت: پدر مگر ما به عروسی نخواهیم رفت؟ گفتم چرا، محل عروسی در همین جاست دخترم گفت: پدر مگر دربارة من چه خیال داری؟ گفتم: مطابق آداب و روسم باید زنده به گور شوی تا بدین وسیله ننگ و رسوایی از خاندان و قبیلة ما برطرف گردد.

وقتی دخترک این وضع را دید به گریه افتاد و ضجه و تضرع نمود و گفت: پدر آیا ممکن است از این کار صرف‌نظر کنی و مرا زنده به گور نکنی؟ به تو قول می‌دهم با تو به خانه برنگردم و سر به بیابانها بگذارم و خود را از انظار مخفی و پنهان سازم، و تو به قبیله‌ات چنین وانمود کن که دخترت را کشته و زنده به گور نموده‌ای. آنچه دخترم خواهش کرد به دل‌سنگ من تاثیر ننمود.

در این حال پیغمبر(ص) متاثر گردید و اشک از چشمانش سرازیر شد و فرمود: سرانجام چه کرد؟ گفت: وقتی دیدم دخترم زیاد اصرار و ضجه و زاری می‌کند، براو بانگ زدم و با یک ضربه به سرش او را بیهوش ساختم و در میان قبر گذاشتم و شروع به ریختن خاک برسرش نمودم، مقدار زیادی خاک ریختم، چیزی نمانده بود که خاک از سر او بگذرد که دخترم به هوش آمد و خود را در میان خاک غوطه‌ور دید، به طوری که نمی‌توانست خود را از انبوه خاکی که بر سرش ریخته بودم، نجات دهد بناچار با صدای ضعیفی که با ناله توأم بود صدا می‌زد و باز التماس می‌کرد و می‌گفت: پدر تو را به جان مادرم قسم می‌دهم از گشتن من صرف‌نظر کن ولی باز مشغول ریختن خاک شدم و به نالة او اعتنا ننمودم.

وقتی مایوس گردید، با صدای ضعیفی مرا مخاطب ساخته گفت: حال که می‌خواهی مرا بکشی اگر به خانه رسیدی سلام مرا به مادرم برسان و به او مگو که مرا زنده به گور کردی. بگو در عروسی نزد قبیله‌ات گذاشتی و به آنها سپردی زیرا اگر مادرم بفهمد از غصه دق می‌کند. وقتی ماجرای حکایت آن مرد عرب به اینجا رسید، گریه پیغمبر شدت یافت، به طوری که از شدت تاثر و گریه شانه‌های آن حضرت تکان می‌خورد.

این بود حکایت یک عرب که احساس فرزند دوستی و علاقه به اولاد که حتی در حیوانات هم وجود دارد در او از بین رفته بود.

 بیائیم ایرانی بودن خود را به جهانیان اثبات نمائیم

 

 

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط ناهید ;  | 

 

بنام خدائی که عشق را افرید و به نام پروردگار زیبائی ها

اللهم صل علی محمد و آل محمد.

برای ظهور در فرج حضرت یک صلوات بفرستید.

امیدوارم که از مطالب این وبلاگ لذت ببرید.

 مظلومیت زن قبل از اسلام

(در آسیا)

زن در هندوستان: قبایل وحشی هندوستان دختران خود را می‌کشتند. برخی از آنها معتقد بودند که داشتن دختر و شوهر دادن آنها مایة ننگ است، پس چه بهتر که این ننگ بکلی از میان برداشته شود و نسل دختر از بین برود تا دچار چنین رسوایی نگردند.وقتی مردی می‌مرد، برای رهایی روحش از تنهایی، زنش  وی زنده زنده می‌سوزاندند، و این سوختن را نوعی فداکاری و عشق زن هندی به همسرش قلمداد می‌کردند و می‌گفتند:

چون زن هندو کسی در عاشقی مردانه نیست      سوختن برشمع خفته کار هر پروانه نیست

درجزایر فیبحی به سگ اجازه ورود به بعضی از معابد را می‌دادند در صورتی که زنان بطور کلی از ورود به معبد ممنوع بودند.بعضی از قبایل هندوستان در ارث بردن زن را با حیوانات برابر قرار می‌دادند.هر ساله بیش از 10هزار زن در هندوستان به قتل می‌رسند، چرا که خانواده آنان قادر به تامین مطالبات شوهرانشان نیستند.

زن در عربستان:قرآن می‌فرماید:زمانی که به یکی از آنها فرزند دختر مژده داده می‌شد، از شدت غم وناراحتی رخسارش سیاه و سخت دلتنگ می‌گشت و از این خبر بدی که به او رسیده بود، خود را از اقوام پنهان می‌داشت و می‌گفت: آیا این دختر را با ذلت و خواری نگه دارم یا او را زنده به گور کنم؟ آگاه باشید که آنها بسیار بد داوری می‌کنند.اعراب گاهی زن شوهر مرده را جزء اموال و دارائی او به حساب می‌آوردند و به عنوان سهم‌الارث او تصاحب می‌کردند.اگر میت پسری از زن دیگر می‌داشت آن پسر می‌توانست به علامت تصاحب، جامه‌ای بر روی آن زن بیندازد واو را از آن خویش بشمارد.

زن در چین:مرد می‌توانست زن و فرزندان خود را به عنوان کنیز بفروشد یا بکشد. مردان بندرت به زن و فرزندان خود اجازه شرکت بر سر سفرة غذا می‌دادند، به بهانه‌های مختلفی از جمله پرگویی، زن را طلاق می‌دادند.اگر در مواقع سختی بردختران متعدد خانواده اضافه می‌شد، امکان داشت نوزاد بی‌گناه را به دور بیندازند تا در سرمای شب بمیرد یا خوراک گرازها شود.در جزیرة فورموز چین، تا پنجاه سال پیش هم، زنان تا سی و شش سالگی حق فرزنددار شدن را نداشتند.آنان بنا به وظیفة خرافی آن سرزمین، خود را موظف می‌دیدند که اگر زنی قبل از سی‌وشش‌سالگی آبستن شود، باید شکم او را به سختی فشار دهند تا از این طریق جنین سقط شود و از بین برود.

زن در بابل:بنا به نوشته هردوت- هنگام محاصره زنان را خفه می‌کردند تا در آذوقه صرفه‌جویی شود. هر مردی که دچار تنگدستی می‌شد دختران خود را برای فسق و جور در معرض عموم قرار می‌داد تا از این راه درآمدی بدست آورد.

التماس دعا

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط ناهید ;  | 

 

بنام خدائی که عشق را افرید و به نام پروردگار زیبائی ها

اللهم صل علی محمد و آل محمد.

برای ظهور در فرج حضرت یک صلوات بفرستید.

امیدوارم که از مطالب این وبلاگ لذت ببرید.

مظلومیت زن قبل از اسلام

 (در آمریکا - افریقا - استرالیا - اقیانوسیه)

                                                                                    

زن در اقیانوسیه:درجزیرة تاسمانی(ملانزی) مادرانی که باید از نظر احساسات مادری و غرایض فطری برای بچه‌های خود پناهگاه باشند به سبب تنگدستی، به دستور پدر سنگدل، جگرگوشه‌های خود را می‌کشتند و برای اینکه غریزة مادری خود را ارضا نمایند، به تربیت بچه سگ و گربه، می‌پرداختند.

زن در استرالیا:دراسترالیا به خرید و فروش گله و گوسفندان بیشتر اهمیت داده می‌شد تا به خرید و فروش بردگان زن و دختر؛ زیرا می‌گفتند گوسفند دارای پشم و شیر هستند که از آن می‌توان پوشاک و خوراک تهیه نمود، ولی از دختر، کاری ساخته نیست. لذا کشتن و از بین بردن دختر در نزد آنها گناه بسیار کوچکی بوده است، اما مضروب ساختن خفیف گاو شیرده را گناه می‌دانستند. و کشتن دختر به مراتب آسانتر و ناچیزتر شمرده می‌شده است.

در استرالیا زنان به مشابة حیوانات اهلی بودند و در مسافرتها باید حمل تمام اثاثیة خانه و بچه توسط زنان انجام گرفته باشد. همچنین در مواقع قحطی و گرسنگی زنان را می‌کشتند و گوشت آنها را می‌خوردند.زنان حق نداشاند با شوهران در سر یک سفره غذا بخورند، باید صبر کنند اول شوهر غذای خود را بخورد و سیر شود سپس زن با اجازة او مشغول خوردن بشود؛ و چه بسا از اوقات زنان مریض می‌شدند و شوهران، آنها را خفه می‌نمدند تا اینکه درمردن آنان تسریع گردد.

زن در آمریکا:در قبایل وحشی نواحی منجمدشمالی امریکا مثل طائفه «فوئژی‌ها» در جمیع فصول سا حتی زمستان طاقت‌فرسا زنان بینوا برای صید ماهی و خارج کردن آب از قایقهای ماهیگری باید داخل آب شوند. و ساختن کلبه‌های یخی و پارو زدن قایقها از مشاغل اختصاصی زنان بود و حتی زنان آبستن نیز از این مشقتها معاف نبودند. بعد از این خدمات و بیگاریها در ایام قحطی زن‌های پیر را که دیگر کارآمد نبودند خفه کرده، می‌خوردند.هندیان امریکا با زنان با خشونت رفتار می‌کردند و آنان را به پلیدترین کار وا می‌داشتند و غالباً آنها را به نام (سگان) صدا می‌زدند.در میان هندیان امریکای شمالی زنان جزء غنایم جنگی محسوب می‌شدند و این عمل به قدری رواج داشته است که در بسیاری از قبایل زن و شوهر هر کدام به یک لغت و زبانی سخن می‌گفتند که دیگری متوجه نمی‌شد.

زن در افریقا :در افریقا، اهمیت یک زن و دختر از یک تخم‌مرغ کمتر بود. چه آنکه اگر سبد تخم‌مرغی از دست دختر یا زن افریقایی می‌افتاد و تخم‌مرغهای آن می‌شکست به اعدام محکوم و کشته می‌شد. اما در مجلس جشن و یا میهمانی از گوشت دختران استفاده می‌کردند و آنها را می‌کشتند و گوشتشان را کباب نموده، برای میهمانان می‌آوردند.یا که مرد عروس خود را می‌ربائید و پنهان می‌کرد و بعد دوستان را نزد خانواده عروس می‌فرستاد تا قیمت را با آنان طی نماید.درسومالی عادت داشتند که دختر را بیارایند و او را سواره یا پیاده همراه با عطر و عود حرکت دهند تا دامادهای داوطلب تحریک شوند و بهای بیشتری بپردازند.

 

حالا به نظر شما ما دختران ناشکر نیستیم؟

التماس دعا

+ نوشته شده در  ;ساعت ;  توسط ناهید ;  |