به نام خدائی که حضرت زهرا را آفرید تا
مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
با سلام امیدوارم از مطالب این وبلاگ لذت ببرید
آیا طرز لباس پوشیدن باعث پیشرفت می شود ؟
رابطه لباس و فرهنگ آن قدر قوی است که ما یک فرد خارجی و یک فرد ایرانی
را از سبک لباس پوشیدنشان تشخیص می دهیم
و آن فرد با لباسی که بر تن دارد می گوید:
من کیستم و از کجا آمده ام و به کدام فرهنگ تعلق دارم
کمی به لباس ایرانیان از جمله روستائیان عشایر و طوایف مختلف آنها از جمله
کردها لرها بختیاری ها و قشقائی ها و الالخصوص لباس زنان آنان دقت کنید
لباس هائی که کاملا دور مانده از فرهنگ غربی بوده اند
با کمی دقت در نوع لباس این افراد می فهمیم که یک نقطه اشتراک
در تمام این لباس ها به چشم می خورد و آنهم بلند بودن و گشاد بودن
و در اکثر جاها ساده بودن است.حتی اگر به پوشش مردم ایران
و خیلی از کشورها قبل از ورود اسلام هم بنگریم می بینیم
که لباس های آنان بلند و گشاد بوده است
حال نگاهی می اندازیم به کشورهای اروپائی و آمریکائی و نوع لباس آنان
به نظر شما چه می بینیم ؟نقطه اشتراک در لباس این جوامع چیست؟
تنگ و چسبان و کوتاه بودن
مثل
جوراب کوتاه
مانتوی کوتاه
روسری کوتاه
شال کوتاه
شلوار کوتاه
بلوز کوتاه
... کوتاه
براستی علت چیست؟
چرا کشور هائی که تحت تاثیر فرهنگ غرب قرار نگرفته اند
نقطه اشتراک آنان گشادی و بلندی و سادگی است
اما کشورهائی که تحت تاثیر فرهنگ غرب قرار گرفته اند
نقطه اشتراکشان تنگی و کوتاهی است ؟
از خیلی از این افراد که این سوال پرسیده می شود می گویند:
همان طور که غرب پیشتاز در پیشرفت و تکنولوژِی هست
در این مورد هم غرب پیشتاز بوده و کشورهائی که
لباس بلند و گشاد می پوشند از فرهنگ و تکنولوژی عقب مانده اند.
آیا این سخن درست است که
شرقیانی که لباس بلند و گشاد تولید می کنند
نمی توانند لباس کوتاه و تنگ تولید کنند ؟ آیا این کار سخت تر است ؟
آیا فکرشان نمیرسید ؟
آیا درست است تنگی و کوتاهی را نشانه پیشرفت و تکنولوژی دانست ؟
علت را باید در جای دیگر بررسی کرد.
بیائید برای استقبال از تنها معصوم باقیمانده عالم خود را آماده کنیم.
به نام خدائی که حضرت زهرا را آفرید تا
مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
با سلام امیدوارم از مطالب این وبلاگ لذت ببرید
برهنگی زن از چه زمان آغاز شد ؟
غریزه جنسی قوی ترین غریزه انسانی است که زندگی انسانی را
از نظر کمی و کیفی مورد تاثیر و تاثر قرار می دهد . این غریزه در کنار
غریزه گرسنگی بستر ساز فرهنگ های انسانی در طول تاریخ شده
و دین با ورود در این بستر معنا بخش فرهنگ انسانی می شود .
به همین دلیل در تاریخ ادیان کمتر دینی است که درباره
مساله جنسی سخن نگفته باشد.
غریزه جنسی در یک چارچوب مورد توجه ادیان قرار می گیرد
و در چارچوب جهان بینی آن دین جایگاه مساله جنسی را
با توجه به انسان شناسی خود و جهان شناسی و اخلاقیات
مبتنی بر آن تشریح و تفسیر می کند که اغلب دائر مدار آن
انسان متعالی دینی مثل پیامبران و یا بنیان گذاران دین قرار می گیرد.
در غرب مسیحی قرون وسطی درباره مساله جنسی به همان میزان
قضاوت می شد و چون انسان های کامل مسیحی
حضرت مریم و حضرت مسیح و حضرت یحیی(ع) هر سه ازدواج نکرده
در مسیحیت دوری از عمل جنسی یک شرط برای انسان کامل شمرده شد
و کم کم ترک عمل جنسی به ترک کلی عمل جسمی کشانده می شود
و در دوران قرون وسطی انسان هائی اعم از زن و مرد
دور از شهر ها در نقاط دور افتاده جنگل ها و کوه ها و بیابان زندگی می کردند
که به دور از لذت های جسمی یک زندگی کاملا مجردانه داشتند
پس حجاب در همین جهت قلمداد می شد
یعنی دوری از لذت های جسمانی به طور کامل
با شروع رنسانس تفسیر دیگری از انسان کامل ارائه شد که
بر فرهنگ جنسی غرب به شدت اثر گذاشت. این تفسیر آن بود که
"چون خدا در جسم انسان(عیسی) تجلی یافته است
پس جسم انسان تقدس می یابد به همین دلیل
سعی در زیبا شناختی جسم انسان است "
و با یک نوع آناتومی جسم انسان و بدست آوردن رگ و پی و ماهیچه
و استخوان و... به ترسیم جسم های زیبا پرداخته شود
که این مهم بوسیله" لئوناردو داوینچی" و "میکل آنژ" و "رافائل"
بر روی دیواره های کلیساهای روم و فلورانس انجام می شود .
به طوری که جسم های برهنه و بسیار موزون و هماهنگ بر روی دیوارها ترسیم
و یا در مجسمه ها تجسم می یابند. ولی با همین ترسیم انسان برهنه
اولین قدم برهنگی در غرب توسط نوعی تفسیر از انسان کامل رخ می دهد .
با تشکر از آقای فیاض
بیائید برای استقبال از تنها معصوم باقیمانده عالم خود را آماده کنیم.
به نام خدائی که حضرت زهرا را آفرید تا
مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
با سلام امیدوارم از مطالب این وبلاگ لذت ببرید.
داستانی که در حال تکرار است اما...
در داستان حضرت موسی بن عمران (ع) چنین آمده است که او با تلاش های
پیگیر خود به تدریج بر ستمگران پیروز شد و پرچم توحید و عدالت را در نقاط مختلف
زمین به اهتزاز در آورد .(مثل انقلاب ما )حضرت موسی برای نجات ملت انطاکیه
راهی جز سرکوبی ستمگران و فتح آن سرزمین نمی دید . برای اجرای این امر
سپاهی به فرماندهی یوشع و کالب تشکیل داد و با آن سپاه به سوی انطاکیه
رهسپار گردید . عده ای از مردم نادان و اغفال شده انطاکیه به یکی از دانایان خود
گفتند: که موسی (ع) آمده است تا ما را بکشد و از دیارمان بیرون گرداند، چاره
بیاندیش. او پس از انجام برخی کارها و نتیجه نگرفتن از آنها چنین گفت:ما جز
حیله راهی نداریم. پس برای سرکوبی سپاه موسی(ع) راه عجیبی را به مردم
پیشنهاد کرد که همواره ستمگران برای شکست هر ملتی از همین راه استفاده
می کنند و آن این بود که مردم انطاکیه از راه اشاعه فحشا و انحراف جنسی و
برگرفتن پوشش از زنان و دختران وارد عمل گردند . او گفت :دختران و زنان را
بیارائید و آنها را همراه اجناس مورد نیاز سپاه موسی (ع) به عنوان خرید و فروش
وارد سپاه کنید و سفارش کرد : هرگاه از کسی از سربازان سپاه موسی قصد
شهوت رانی با آنان را کرد مانع او نشوند و گفت: اگر یک مرد از آنها مرتکب زنا شود
ما را بس است و بر شما پیروز نخواهند شد. آنها همین کار را کردند و طولی
نکشید که عده ای از سپاه موسی (ع) با نگاه های هوس آلود خود به بدن
نیمه عریان زنان آرایش کرده در پرتگاه انحراف قرار گرفتند و رسوائی به آنجا کشید
که کمکم بر اثر شهوت پرستی اراده ها سست شد و بیماری های مقاربتی و
طاعون زیاد گشت تا آنجا که نوشته اند: بیست هزار و به قولی هفتاد هزار نفر از
سپاه موسی (ع) به خاک سیاه افتادند.
آیا داستانی عجیب تر و شبیه تر از این به داستان انقلاب مردم خودمان داریم؟
اکنون دشمنان اسلام نیز همین راه را پیش گرفته اند .
واقعا داستان حضرت موسی در حال تکرار است ولی کسی درس نمی گیرد.
براستی آیا خوب است اینگونه به استقبال حضرت مهدی (عج) رویم ؟
پس بیائید برای استقبال از تنها معصوم باقیمانده عالم خود را آماده کنیم.
(در ضمن نگران نباشید به زودی جواب نظراتتان را خواهم داد.)
بنام خدائی که عشق را افرید و به نام پروردگار زیبائی ها
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
برای ظهور در فرج حضرت یک صلوات بفرستید.
امیدوارم که از مطالب این وبلاگ لذت ببرید.
پوشش زن در آيين زرتشت
پژوهشها نشان ميدهد كه زنان ايران زمين از زمان مادها كه نخستين ساكنان اين ديار بودند، داراي حجاب كاملي، شامل پيراهن بلند چيندار، شلوار تا مچ پا و چادر و شنلي بلند بر روي لباسها بودهاند.( جليل ضياءپور، پوشاك باستاني ايرانيان از كهنترين زمان) اين حجاب در دوران سلسلههاي مختلف پارسها نيز معمول بوده است.(جليل ضياءپور، پوشاك زنان ايران )
بنابر اين، در زمان بعثت زرتشت و قبل و بعد از آن، زنان ايراني از حجابي كامل برخوردار بودهاند. برابر متون تاريخي، در همه آن زمانها پوشاندن موي سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رايج بوده است و زنان هر چند با آزادي در محيط بيرون خانه رفت و آمد ميكردند و همپاي مردان به كار ميپرداختند، ولي اين امور با حجاب كامل و پرهيز شديد از اختلاطهاي فسادانگيز همراه بوده است.
جايگاه فرهنگي پوشش در ميان زنان نجيب ايرانزمين به گونهاي است كه در دوران سلطه كامل شاهان، هنگامي كه خشايارشاه به ملكه «وشي» دستور داد كه بدون پوشش به بزم بيايد تا حاضران، زيبايي اندام او را بنگرند، وي امتناع نمود و از انجام فرمان پادشاه سر باز زد و به خاطر اين سرپيچي، به حكم دادوَران، عنوان «ملكه ايران» را از دست داد. (فرهت قائممقامي، آزادي يا اسارت)
در زمان ساسانيان ـ كه پس از نبوت زرتشت است ـ افزون بر چادر، پوشش صورت نيز در ميان زنان اشراف معمول شد. به گفته ويل دورانت پس از داريوش، زنان طبقات بالاي اجتماع، جرأت نداشتند كه جز در تختِ روانِ روپوش دار از خانه بيرون بيايند و هرگز به آنان اجازه داده نميشد كه آشكارا با مردان آمد و رفت كنند. زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردي حتي پدر و برادرشان را ببينند. در نقشهايي كه از ايران باستان بر جاي مانده است، هيچ صورت زني ديده نميشود و نامي از ايشان نيامده است. (ويل دورانت، تاريخ تمدن)
تجليّات پوشش در ميان زنان ايران چنان چشمگير است كه برخي از انديشمندان و تمدننگاران، ايران را منبع اصلي ترويج حجاب در جهان معرفي كردهاند. (ويل دورانت، تاريخ تمدن)
از آنجا كه مركز بعثت «اشو زرتشت» ايران بوده است و آن حضرت در زمينه اصل حجاب و پوشش زنان در جامعه خويش كمبودي نميديده است، با تأييد حدود و كيفيت حجاب رايج آن دوران، كوشيد تا با پندهاي، خود ريشههاي دروني حجاب را تعميق و مستحكم نموده، عامل درون را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار و استواري حجاب معمول قرار دهد.
به پند و اندرزهاي «اشوزرتشت» بنگريد تا تلاش وي براي تعالي و آموزش مباني حجاب و بيان لزوم توأم نمودن حجاب ظاهري با عفّت باطني، روشنتر شود؛ او ميفرمايد:
اي نوعروسان و دامادان!... با غيرت، در پي زندگانيِ پاكمنشي بر آييد... .اي مردان و زنان! راه راست را دريابيد و پيروي كنيد. هيچ گاه گردِ دروغ و خوشيهاي زودگذري كه تباه كننده زندگي است، نگرديد؛ زيرا لذّتي كه با بدنامي و گناه همراه باشد، همچون زهر كشندهاي است كه با شيريني درآميخته و همانند خودش دوزخي است. با اين گونه كارها، زندگاني گيتي خود را تباه مسازيد. پاداش رهروان نيكي، به كسي ميرسد كه هوا، هوس، خودخواهي و آرزوهاي باطل را از خود دور ساخته، بر نفس خويش چيره گردد و كوتاهي و غفلت در اين راه، پايانش جز ناله و افسوس نخواهد بود.
فريب خوردگاني كه دست به كردار زشت زنند، گرفتار بدبختي و نيستي خواهند شد و سرانجامشان خروش و فرياد و ناله است. (يسنا، ص53)
گفتني است كه در دين زرتشت، لباس يا كيفيت خاصي براي حجاب زنان واجب نشده است؛ بلكه لباس رايج آن زمان كه شامل لباس بلند، شلوار و سرپوش ـ يعني چادر يا شنلي بر روي آن ـ بوده است، مورد تقرير و تنفيذ قرار گرفته است. هر چند كه استفاده از سِدرِه و كُشتي ـ لباس مذهبي ويژه زرتشتيان ـ توصيه شده است.(«سدره» از نه پاره پارچه سفيد و نازك دوخته شده و در زير پيراهن، چسبيده به بدن پوشيده شود. سدره كه در اوستا (ستره) ناميده شده، به معناي آن نيز هست.)
البته بر هر مرد و زن واجب است كه هنگام انجام مراسم عبادي و نيايش، سر خود را بپوشاند. بنا به گفته موءبد «رستم شهرزادي» پوشش زنان بايد به گونهاي باشد كه هيچ يك از موهاي سرِ زن از سرپوش بيرون نباشد. در خرده اوستا، به طور صريح چنين آمده است: «نامي زت واجيم، همگي سر واپوشيم و همگي نماز و كريم بدادار هورمزد؛( خرده اوستا) يعني همگان نامي ز تو بر گوييم و همگان سر خود را ميپوشيم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز ميكنيم».
بر اساس آموزههاي ديني، يك زرتشتي موءمن، بايد از نگاه ناپاك به زنان دوري جويد و حتي از به كارگيري چنين مرداني خودداري كند. در اندرز «آذربادماراسپند» موءبد موبدان آمده است: «مرد بدچشم را به معاونت خود قبول مكن»(سالنماي 1372، چاپ انجمن زرتشتيان تهران)
پوشش موي سر و داشتن نقاب بر چهره، پس از سقوط ساسانيان نيز ادامه يافته است.
به اين نمونه بنگريد: پس از فتح ايران، هنگامي كه سه تن از دختران كسري، شاهنشاه ساساني را براي عمر آوردند، شاهزادگان ايراني همچنان با نقاب، چهره خود را پوشانده بودند. عمر دستور داد تا پوشش از چهره بر گيرند تا خريداران پس از نگاه، پول بيشتري مبذول دارند. دوشيزگان ايراني خودداري كردند و به سينه مأمور اجراي حكم عمر مشت زده، آنان را از خود دور ساختند. عمر بسيار خشمناك شد؛ ولي امام علي(ع) او را به مدارا و تكريم آنان توصيه فرمود.
علي محمدآشناني
(نشريه :پرسمان)
التماس دعا
بنام خدائی که عشق را افرید و به نام پروردگار زیبائی ها
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
برای ظهور در فرج حضرت یک صلوات بفرستید.
امیدوارم که از مطالب این وبلاگ لذت ببرید.
نگرشی در تاریخ به ارزش زن
ددمنشى مردم جاهلى تاريخ نسبت به جنس زن فوق العاده شگفت آور است.
آنان كه جداى از منطق حق و نور وحى مى زيستند زن را همچون ابزار و وسيله براى زندگى بوالهوسانه مرد مى شناختند و وى را عامل تهيه انواع لذت ها براى مرد مى دانستند.
خواندن و نوشتن را براى او خطرناك مى دانستند و از خانه بيرون رفتن را براى امور طبيعى زندگى و ديد و بازديد ارحام مجاز نمى دانستند.
مكان زندگى او را منحصر به چهار ديوار خانه قلمداد مى كردند و وى را در مقابل مرد كه موجودى فعال ما يشاء مى پنداشتند بى اختيار مى دانستند.
در مناطق مسيحى نشين كه صد و هشتاد درجه از آئين الهى مسيحيت انحراف داشتند مى گفتند: زن را بايد مانند دهان سگ دهن بند زد و مردد بودند كه روح زن آيا روح بشرى يا روح حيوانى است!!
در آفريقا زن حكم كالا و ثروت داشت و براى او ارزشى بيش از گاو و گوسپند نمى دانستند هر كس زن بيشترى در اختيار داشت ثروتمندتر شناخته مى شد خريد و فروش زن و بكار گرفتن وى براى شخم زمين امرى معمولى و عادى بود.
در ايتاليا وقتى مرد خانه دختردار مى شد از خوشحالى در پوست نمى گنجيد زيرا شيئى به اشيائش اضافه شده بود و پس از سيزده يا چهارده سال او را به بازار برده و مى فروخت و قيمتش را صرف مخارج روزانه زندگى مى كرد!گاهى كه در ايتاليا از دست زن خشمگين مى شدند او را در ديگ جوشانى از روغن زيتون مى انداختند تا نابود شود.از او به عنوان خدمتكار كلفت كنيز كالاى شهوت استفاده مى كردند و هنوز هم در فرهنگ بشرى از بسيارى از حقوق حقه اش محروم است.
در كلده و بابل زنان را مانند ساير كالاها مى فروختند و هر سال بازارى براى اين كار داشتند تا دختران به سن ازدواج خود را بفروشند.
در هندوستان دختر را از سن پنج سالگى شوهر مى دادند و براى آنها حقى قائل نبودند حيات زن را طفيل مرد مى دانستند و چون شوهرش مى مرد او را با شوهر مى سوزاندند و هيچ موجودى را پست تر از زن شوهر مرده نمى دانستند.
امروز همچنانكه در روزنامه ها مى نويسند بسيارى از هندوها از ترس فراهم نشدن جهيزيه دختران خود را در كودكى نابود مى كنند!!
در چين و تبت زنان جز در كار چهار ديوار خانه حقى نداشتند و براى كاستن قدرت راه رفتن زن پس از تولد او پايش را در قالب آهنى مى بستند و پس از رسيدن به سن پانزده سالگى آن قالب را از پايش جدا مى كردند!
در يونان كه مركز علم و دانش و فلسفه و حكمت بود زائيدن دختر به وسيله زن جرم بود و تا دو بار دختر زائيدن در دادگاه محاكمه و محكوم به پرداخت جريمه و بار سوم محكوم به اعدام مى شد.
در عربستان چنانكه قرآن مجيد مى فرمايد: زنده به گور كردن دختران امرى عادى و ساده مى نمود:
چون يكى از آنان را به فرزندى كه دختر بود مژده مى آمد از شدت غم و اندوه رخسارش سياه و سخت و ناراحت مى شد و به خاطر اين خبرى كه به خيال خودش زشت بود روى از قوم مى گرداند و فرار رابر قرار ترجيح مى داد و به فكر مى افتاد كه آن دختر را با خفت و خوارى نگاه دارد يا زنده به خاك گور اندازد بدانيد حكم آن بى خردان نسبت به دختر بد بود و قضاوتشان زشت.
اين مسائل گوشه اى از جناياتى است كه مردم بى خبر و بى خرد نسبت به جنس زن روا مى داشتند مفصل اين مسائل در كتب مربوط به حيات زن ثبت است مى توانيد به آن منابع مراجعه كنيد.
تحقير زن حمله به شخصيت او محدود نمودن وى خازج از دستورات حكيمانه دين زجر دادن به او و ممنوع كردنش از ديدن پدر و مادر و اقوام با تلخى و ترشروئى با او زندگى كردن خسته از كار روزانه و درگيريهاى بيرون به وقت خانه رفتن با او روبرو شدن پاسخ ندادن به غرائز او بخصوص غريزه جنسى وى همه و همه از نظر دين امرى ناپسند و كارى زشت و ظلمى فاحش است.
او ريشه و سرچشمه خير و كشتزار انسانيت و پوشش شما در زندگى و مايه آرامش و گل لطيف و ظريف گلستان هستى و نعمت حق در كنار شماست.
رسول باكرامت اسلام محبت به زن را در عرض علاقه به بوى خوش و نماز قرار داده اند:( همان)
محبوب من از دنيا زن و بوى خوش و نور چشم من در نماز است.
اگر انسان با رعايت حقوق زن و احترام به شخصيت او از او فرزند صالح و شايسته اى پيدا كند عملش حتى پس از مرگ قطع نمى شود از آثار پاكى و صالح بودن فرزندش بعد از مرگ بهره خواهد برد.
رسول خدا مى فرمايد:
چون انسان بميرد عملش قطع مى شود مگر از سه چيز: از كار خيرى كه دوام دارد
از دانشى كه ديگران از او سود ببرند و از فرزند شايسته اى كه براى وى دعا كند.
( غرر الحكم باب عقل )
پس پدران و مادران قدر دختر را بدانيد و مردان از همسران پاك و شايسته خود قدردانى نمائيد كه دختر دارى و زن دارى منبع خيرى براى دنيا و آخرت انسان است
التماس دعا

