به نام خدائی که حضرت زهرا را آفرید تا
مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
با سلام امیدوارم از مطالب این وبلاگ لذت ببرید
تاثیر تکنولوژی و ماشین بر حجاب
در گذشته دو فرهنگ برهنگی و با حجاب بودن با همان حالت
تضاد گونه خود در غرب ادامه داشت تا اینکه تفسیر
یهودی دین مسیحیت در قالب پروتستانیزیم اتفاق افتاد که در آن
بر تفسیر برهنگی انسان کامل بصورت شدیدتر تاکید شده است
و کفه به طرف برهنگی در جامعه غربی سنگینی کرد تا آنکه
بر برهنگی انسان به شدت تاکید شد و این زمانی بود که
انقلاب صنعتی رخ داد و ماشین به صحنه زندگی انسان ها آمد .
انقلاب صنعتی در غرب و مهاجرت جغرافیائی انسان ها از
مکان های کوچک به مکان های بزرگ و تماس های دو جنس
در سطوح مختلف کاری هنجار شکنی جنسی را افزایش داد .
حال اگر این را به برهنگی اجباری زنان به علت کار بادستگاه های خطرناک
و کشانده شدن زن به درون دستگاه توسط لباس های زنانه اضافه کنیم
به خوبی برهنگی زنان در محیط کار ترسیم می شود.
تاثیر صنعت تا جائی رسید که همسران چه زن و چه مرد به روابط جنسی
فراتر از ازدواج روی آوردند و این روابط جنسی خارج از عرف و قانون موجب شد
که برهنگی زنان در قالب فحشا و فاحشه های برهنه افزایش یابد .
ورود ماشین و تکنولوژی به زندگی عمومی انسان ها در غرب
برهنگی را افزایش داد . چرا که ماشین انسان ها را
از خانه و خانواده جدا می کرد تا جائی که به عنوان جایگزین خانه هم مطرح شد
و خانه های متحرک در ماشین ترسیم شدند .
پس ماشین رقیب خانه و
انسان های ماشین دار رقیب خانواده شدند.
سپس روابط جنسی غیر معمول و غیر عادی رواج یافت
و روابط جنسی غیر معمول برهنگی را بیشتر رواج داد مانند
نقاشی های برهنه جنسی
(و حالا هم عکس ها و کلیپ های این چنینی)
و تشویق برای برهنگی
(مثل فیلم تایتانیک و شکسپیر عاشق و اکثر فیلم های خارجی امروزی)
1- ماشین
2- محیط کار صنعتی
3- نظریه مبتنی بر فرهنگ یهودی جنسی فروید
سه عاملی بودند که انقلاب جنسی در غرب را از دوران ملکه ویکتوریا
به دوران برهنگی وارد کرد و بر همین اساس گروه هائی بوجود آمدند که
سخت بر برهنگی جمعی تاکید کرده و برهنگی را نیز معیار گروهی قرار دادند
این گروه ها
هیپی ها
پانک ها
رپ ها
و...
بودند و سبب رواج برهنگی شدید تر شدند که امروزه به
Nake
یا برهنه های مادر زاد مشهور شده اند
چرا ما این قدر راحت چیزی را می پذیریم ؟
با تشکر از آقای فیاض
بیائید برای استقبال از تنها معصوم باقیمانده عالم خود را آماده کنیم.
به نام خدائی که حضرت زهرا را آفرید تا
مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
با سلام امیدوارم از مطالب این وبلاگ لذت ببرید.
خواهرم حتما این مقاله را بخوان
در غیبت چهل روزه حضرت موسی(ع) که به کوه طور برای ضیافت و عبادت الهی مشرف شده بود خداوند قوم او را آزمود، اکثر آنها به واسطه سامری، از خداپرستی به گوساله پرستی رو آوردند. پس از اتمام غیبت، حضرت به قوم خود فرمودند: «بدجانشینانی برای بعد از من بودید» یعنی به جای این که جانشین خوبی برای من در حفظ و ترویج دین الهی بوده باشید جانشین بدی بودید و دین را ضایع نمودید. در غیبت کبرای حضرت امام مهدی(ع) نیز ما امت اسلامی در بوتة امتحان الهی قرار گرفتهایم، خوب بیندیشیم و بنگریم که ما در این آزمون در برابر سامریهای زمان که گوساله هواپرستی را ترویج میدهند آیا سرافراز هستیم یا سرافکنده؟ آیا جانشین خوبی برای آن حضرت بودهایم یا نه؟
به راستی زنانی که عفاف و حجاب اسلامی را رعایت نمیکنند و در نتیجه ارزشهای الهی و انسانی را دگرگون میسازند؛ همان ارزشهایی که خونها و جانهای پاکان بسیار فدای آنها شده، که در راس آنها ائمه معصومین(ع) میباشد، تا این که آنها حفظ شده و به دست ما و آیندگان برسد، هنگام ظهور با چه رویی به سیمای ملکوتی آن حضرت نظر خواهند کرد؟! و اگر عصر ظهور را درک نکنند، باچه چهرهای بر پروردگار خویش وارد خواهند شد؟!
2- آیا آرایش صورت واندام و نمایش و خودنمایی در برابر نامحرمان با حقیقت و راز شستن صورت و دستها در وضو سازگار است؟
آیا کسی که واقعاً وضو بگیرد و دهان و چشمهای خود را با آب وضو از گناهان تطهیر و پاک نماید، باز هم به سخنان باطل و حرام و کلام غیرعفیفانه و صحبت نامشروع با نامحرمان و چشمچرانی میپردازد؟
آیا کسی که با مسح پاها، در حقیقت به خدای خویش عرض میکند که هر گناهی با این پا کردن و با آن به مجلس گناه یا نز د دوست نامحرم رفتم، آن را پاک کرده وتوبه مینمایم وتوفیق عطا فرما که کوشش من در اعمالی باشد که مورد رضایت تو باشد، باز به طرف گناه میرود و عملی انجام میدهد که موجب خشم الهی گردد؟ آیا خودنمایی و بدحجابی- که نشانة هواپرستی است- با گفتن (ایاک نعبد)؛ خدایا تنها تو را میپرستم، منافات ندارد؟ آیا طلب هدایت از خداوند در نماز با فاصله گرفتن از لباس عفاف و حیا-پوشش و حجاب دینی- که انحراف و فاجعه بزرگ بوده و از روشهای انحرافی دنیای مادی غرب و غربزدگان است، رفتاری دوگانه و تناقضآمیز نیست؟
آیا از یک سو از خداوند بخواهیم که ما را در مسیر اسوههای آسمانی و الگوهای عالی انسانی هدایت نموده و سنت و سیرة معنوی، اخلاقی و عملی آنها را سرمشق زندگی ما قرار دهد، و از سوی دیگر، در پوشش و رفتار خود از الگوهای کاذب و ساختگی و گمراه کننده تبعیت و پیروی کنیم؛ چگونه این دو قابل جمع است؟ و آیا منجیان بزرخ و شفیعان قیامت که همة ما امید شفاعت آنها را داریم، آن اسوههای راستین هستند یا این الگوهای دروغین؟
این است دلیل و نشانههای حق بودن حجاب عفیفانه اسلامی، اما غیر آن به فرموده خدای سبحان چیزی جز ضلالت نیست: (فماذا بعد الحق الا الضلال). حال خود دانید، حسم یا سوء انتخاب شما دراین زمینه روشنگر شخصیت فکری و اخلاقی و ایمانی و میزان رشد عقلی و روحی شما میباشد.
اکنون زمان آن فرا رسیده که جامعة زنان عظمت و شرافت خود را دریافند و حرمت خدای خویش را پاس دارند و به عزت حق تعالی سرافرازی جویند و به قدرت و قوت او توانمند شوند و به جمال و جلال بیانتهای او محبوبیت و شکوه پیدا کنند، تا هر روزشان بهتر از دیروز و آخرتشان برتر از دنیایشان باشد؛ این همان راز فرزانگی در این عالم، و رستگاری در آن سراست.
خداوندا:معرفت خود و آیین سعادت بخش خویش را به ما ارزانی فرما و لذت و حلاوت مناجاتت را به ما بچشان و ما را از نمازگزاران راستین و احیاکنندگان ارزشهای دین خود مقرر بفرما و قلب مبارک ولی عصر، حضرت حجه بنالحسن العسکری(عج) را از ما راضی و خشنود بگردان.
بنام خدائی که عشق را افرید و به نام پروردگار زیبائی ها
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
برای ظهور در فرج حضرت یک صلوات بفرستید.
امیدوارم که از مطالب این وبلاگ لذت ببرید.
جايگاه زنان
نگاهى گذرا به جايگاه زنان قبل از ظهور اسلام
تاريخ حكايت از ديدگاههاى مختلف اقوام و ملل نسبت به زن دارد. بعضى او را از افراد بشريت و انسانيت بشمار نمى آورند و فقط زن را مظهر خدمت به مردان و برآوردن نيازهاى او مى دانستند.زنان آن روزگار چون ديگر دورانهاى ننگين تاريخ بشر در محروميتى عجيب بسر بردند و با آنان چون متاعى ناچيز رفتار مى شد.
اخلاق و ارزشهاى انسانى و معنويت در آن دوران رخت بر بسته بود و به جايش هوا و غرور و شهوت نشسته و ثروتمندان و بزرگان زيردستان را به استخدام مى گرفتند و زنها را مقهور خود مى ساختند و آنها را در حرمسرا به خدمت مى گرفتند و زنان از نظر اجتماعى در بدترين موقعيت قرار داشتند.
اعراب جاهليت هيچ حق و حقوقى براى زن نبودند بطورى كه وقتى همسرش از دنيا مى رفت وراث مالك او مى شدند. و او را به ارث مى بردند و به ازدواج خود در مى آوردند و گاهى او را به ديگرى تزويج مى كردند و مهرش را براى خود مى گرفتند و زن بى اختيار و بى ارث بود در جاهليت دختران از پدران خود ارث نمى بردند و غالبا دختران شيرخوار را در هنگام شيرخوارگى زنده به گور مى كردند در آن روزگار زائيدن دختر مصيبتى بود و پدر ننگ داشت خود را پدر دخترى بداند.
قبل از ظهور اسلام قواعد ازدواج بقدرى سست و بى پايه بود كه به زحمت ايجاد حقوقى براى زن مى كرد تمتع مشروط و يا موقت رواج داشت(زنان پيامبر اسلام(ص) عماد الدين حسين اصفهانى )دختران و زنان در نزد پدران و شوهران فرقى با مواشى و دواب نداشتند و با آنان مثل ديگر اشياء ما يملك خود معامله مى كردند.
خاطر نشان مى سازد كه زنان دوره جاهليت با توجه به موقعيت خانوادگى جايگه متفاوتى داشتند. يعنى زنان اشراف و بززگان داراى حرمتى خاص بودند ولى زنان طبقه پائين به كار و اشتغال مى پرداختند البته نبايد نقش زنان در ميادين جنگ و نزاع بين قبايل و غيره را ناديده گرفت. آنان عاملى براى تشويق مردان و جنگ و دفاع از حريم قوم و قبيله بودند و اين قضيه در اشعار عرب آن دوره كاملا مشهود است.
نگاهى گذرا به وضعيت زنان بعد از ظهور اسلام
وضعيت زنان با ظهور اسلام دگرگون شد بطورى يكى از برنامه اساسى اش را براى مبناى باز ستاندن حقوق از دست رفته زنان قرار داد.
اسلام با قرار دادن حدود و مقررات جلوى آن آزادى مطلق و آن بى بند و بارى را گرفت. آمد آنان را كه بى حد و اندازه همسر مى گرفتند و بدون قيد و شرط بى آنكه احساس وظيفه و مسئوليتى بكنند اسب شهوت را به تاز در مى آوردند را محدود كند و آنها را موظف نمود؛ در صورتى حق دارند كه از قانون تعدد زوجات و چند همسرى استفاده كنند كه داراى صفت عدالت باشند و بين آنها از پير و جوان و زشت و زيبا از هر جهت عدالت را رعايت كنند.(چهره زن در آئينه اسلام و قرآن مرتضى فهيم كرمانى )اسلام نه تنها طغيان نفس اماره و هيجانات و تمايلات شهوانى را با احكام قرآن تعديل كرد بلكه در شؤن اجتماعى حتى در نگاه كردن مرد و زن و زن به مرد محدوديت قرار داد و فرمود: اى پيامبر به مردان بگو از غير زن خود چشم پوشى كنند و زنان بگو چشم چرانى نكنند و خود را از نامحرم حفظ كنند كه براى حفظ حيثيت و شئون اجتماعى و عفت عمومى بهتر است(سوره نور آيه 31 و 30)
اسلام و مقام پايه زن را تا آنجا بالا برد كه رسما اعلان مى كند زن متاع و كالا نيست كه چون دوران پيشين به ارث برده شود و صداقش را سرپرست يا خويشانش براى خود بگيرند و خود را صاحب اختيار و همه كاره او بدانند. آرى اسلام اين گونه ازدواج ها را كه نمونه بى شخصيتى و توهين به مقام زن بود تحريم كرد و ازدواج آنها را در صورتى شرعا مجاز دانست كه قبلا صيغه نكاح بين آن دو جارى شده باشد و تنها پيوندى را مقدس و محترم شمرد كه با رضايت و رغبت طرفين انجام پذيرد و مرد حتى بدون كلمه قبول صريخ نمى تواند زنى را به عقد خود درآورد و صداق و مهريه را نيز حق مسلم زن قرار داد.( چهره زن در آئينه اسلام و قرآن)
فانكحوهون باذن اهلهن و آتوهن اجورهن بالمعروف (سوره نساء آيه 24)
آرى در چنان محيطى و در چنان اوضاعى رقت انگيز كه حتى زائيدن دختر مصيبت بزرگى براى پدرش محسوب مى شد اصطلاحاتى كه محمد(ص) شارع اسلام به عمل آورد مقام حقوقى زن را بسيار استوار كرد و براى فرزندان اناث مانند ذكور سهمى از ارث والدين مقرر دانست. يوصيكم الله فى اولادكمن للذكر مثل حط الانثيين( سوره نساء آيه 11)و سهم زن را در ارث نصف سهم مرد قرار داد چرا كه زنان برخلاف مردان مسئوليت اقتصادى و نگاهداشتن خانواده و تامين معاش خانواده را ندارند و اين با عدالت تناسب دارد.
اسلام آنها را از زنده به گور كردن دختران برحذر داشت (سوره نحل آيه 58 و 59)
پيامبر به ياران خود پيوسته در مورد زنان سفارش مى كردند زنان را امانت خدا مى خواند و مى فرمود زنان در دست شما امانت خدايند آنها را احترام بگذايد(سيماى زنان در قرآن و زنان بزرگ در صدر اسلام سيد خليل خليليان)و با آنها خوش رفتار كنيد «نساء 19».
و خود نيز به زنان و دختران احترام مى گذاشت و چنانچه شيعه و سنى نقل كرده اند مكرر دست دخترش فاطمه را مى بوسيد و مى فرمود: فاطمة بضعةمن آذاها فقد آذانى و من آذانى فقد آذالله( صحيح بخارى ابوعبدالله محمد بن اسماعيل البخارى ج 3)
شايد غرض اصلى پيامبر(ص) نشان دادن مقام فضيلت فاطمه(ع) بوده لكن در ضمن با اين عمل مقام زنها را به مردان مى نماياند كه از دختران انكار نكنند و آنها را عار ندانند و شايد خداوند ذريه پيامبر را از نسل فاطمه زهرا(س) قرار داد كه ارزش و مقام زن را بر همگان عيان كند.
اسلام تا آنجا مقام زن را بالا برده كه حتى به مردان سفارش كرده است كه زمانى كه زنان براى شما اولاد مى آورند و شير مى دهند شيربهاى آنها را بدهيد و آنها را بى اجر نگذاريد. فان ارضغن اولادكم فاتوهن اجورهن( سوره طلاق آيه 6)
آرى زنان در پناه اسلام اين چنين بال و پر گشوده و آن هم به روزگارى كه مى دانيم كه تا چه اندازه زن در جزيرة العرب خوار و بى مقدار انگاشته مى شد.
پس بیائیم قدر این دوران شکوهنمد را بیشتر بدانیم
تهيه وتنظيم : شهربانو كوثر
التماس دعا
بنام خدائی که عشق را افرید و به نام پروردگار زیبائی ها
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
برای ظهور در فرج حضرت یک صلوات بفرستید.
امیدوارم که از مطالب این وبلاگ لذت ببرید.
چرا ما دختران ارزش خود را نمی دانیم؟
هیچ باغبانی را سرزنش نمیکنند که چرا دور باغ خود حصار و پرچین کشیده است، چون باغ بیدیوار، از آسی مصون نیست و میوه و محصولی برای باغبان نمیماند.
هیچ کس هم با نام آزادي دیوارخانه خود را برنمیدارد و شبها در حیاطش را باز نمیگذارد، چون خطر رخنة دزد، جدی است.
هیچ صاحب گنج و گوهری هم جواهرات خود را بدون حفاظ، در معرض دید رهگذران نمیگذارد تا بدرخشد، جلوه کند و چشم و دل برباید، چون خود جواهر ربوده میشود.
هر چیزی که قیمتی باشد، مطمئناً درصد مراقبت از آن بالاتر میرود.
هرچه که نفیستر باشد، بیم ربودن و غارت بیشتر است و مواظبت، لازمتر.
اگر در شیشة عطر را باز بگذاری عطرش میپرد.
اگر رشتة مرواریدت را در گنجینه و صندوق نگذاری و در آن را نبندی، گم میشود.
اگر در مقابل پنجرة خانهات، توری نزنی، از نیش پشهها و مزاحمت مگسها در امان نخواهی بود.
وقتی راه ورود پشهها را میبندی، خود را «مصون» ساختهای، نه «محدود» و زندانی. وقتی در خانه را میبندی، یا پشت پنجرة اتاقت پرده میآویزی، خانه خود را از ورود بیگانه و نگاههای مزاحم در پناه قرار دادهای، نه که خود را در قید و بند و حصار افکنده باشی.
اگر برای ایمنی از خطرها و آسودگی از مزاحمان، خود را بپوشانی، نه کسی ایراد میگیرد، و اگر هم ایراد بگیرد اعتنا نمیکنی، چرا که سخنش را بیمنطق و ناآگاهانه میدانی و میبینی.
اینکه دل باید پاک باشد بهانهای برای گریز جاهلانه از همین مصونیت است و آویختن به شاخة «لاقیدی» و گرنه از دل پاک هم نباید جز نگاه و رفتار پاک برخیزد.
زن، به خاطر ارزش و کرامتی که دارد، باید محفوظ بماند و خود را حراج نگذارد و در بازار سوداگران شهوت، خود را به بهای چند نامه و نگاه و لبخند نفروشد.
زن به خاطر لطافتی که دارد، نباید در دستهای خشن کامجویان دیو سیرت، که نقاب مهربانی و عشق به چهره دارند، پژمرده شود و پس از آنکه گل عصمتش را چیدند، او را دور اندازند، یا زیرپایشان له کنند.
زن به خاطر عصمتی که دارد و میراثدار پاکی مریم است، نباید بازیچة هوس و آلوده به ویروس گناه گردد. گوهر عفاف و پاکی، کم ارزشتر از طلا و پول و محصول باغ و وسایل خانه نیست.
سادگی و خامی است که کسی خود را در معرض دید و تماشای نگاههای مسموم و چشمهای ناپاک قرار دهد و به دلیری و جلوهگری بپردازد و خیال کند بیمار دلان و رهزنان عفاف را به وسوسه نمیاندازد و از زهر نگاهها و نیش پشههای شهوت در امان میماند.
بعضی از «نگاه»ها، ویروس «گناه» منتشر میکند،
و بعضی از چهرهها حشرة مزاحمت جمع میکنند.
خراب کردن همة دیوارها و برداشتن همة پردهها و بازگذاشتن همة پنجرهها، نشانة تیرهاندیشی است، نه روشنفکری! علامت جاهلیت است نه تمدن!
میگویی نه؟ به طومار کسانی نگاه کن که پس از رسوایی و بیآبرویی، با دو دست پشیمانی برسرغفلت خویش میزنند و برجهالت خود لعنت میفرستند.
آنکه ایمان را به لقمه ای نان میفروشد،
آنکه یوسف زیبایی را با چند سکة بیارزش عوض کند،
آنکه «کودک عفاف» را جلوی صدها گرگ گرسنه میبرد و به تماشا میگذارد، روزی هم «پشت دیوار ندامت» اشک حسرت بر دامن پشیمانی خواهد ریخت، در آخرت هم در آتش بیپروایی خود خواهد ساخت.
از اول باید مراقب بود این کاسة چینی نشکند و این جام بلورین ترک برندارد.
از اول نباید به پای بیگانه، اجازة ورود به مزرعه نجابت داد، که بوتههای نورس عصمت را لگد مال کند.
ولی... گریه بیحاصل است و بیثمر، وقتی که شاخه شکست و گل چیده شد!!
در ضمن در صورتی که نظر شما زیبا بود آن را در آرشیو خود خواهیم گذاشت تا دیگران نیز آن را ببینند.
این جمله می تواند در هر زمینه ای مثل عاشقانه و عرفانی و آموزنده و حتی یک تک بیت باشد.
اگر مقاله ای و یا مطلبی را هم برایمان دارید خوشحال می شویم.با تشکر از شمادوست عزیز .
التماس دعا


