بنام خدائی که عشق را افرید و به نام پروردگار زیبائی ها
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
برای ظهور در فرج حضرت یک صلوات بفرستید.
مسأله حجاب در سيره حضرت زهرا (س)
حجاب از ديدگاه حضرت زهرا(س):
روزي مرد نابينايي با كسب اجازه به محضر حضرت زهرا(س) آمد. حضرت از او فاصله گرفت و خود را پوشانيد، پيامبر اكرم(ص) كه در آن جا حضور داشت از حضرت زهرا(س) پرسيد: «با اين كه اين مرد نابيناست و تو را نميبيند، چرا خود را پوشاندي»؟ حضرت زهرا(س) در پاسخ فرمود: «اگر او مرا نميبيند، من كه او را ميبينم، وانگهي او بو را استشمام ميكند». حضرت زهرا(س) فرموده اند: برترين كار براي زنان اين است كه آنها مردان نامحرم را نبينند، و مردان نامحرم آنها را نبينند.
نيز روايت شده: روزي جابر بن عبدالله انصاري همراه رسول خدا(ص) به سوي خانه فاطمه(س) رهسپار شدند. وقتي كه به در خانه رسيدند، پيامبر(ص) اجازه ورود طلبيد. فاطمه(س) اجازه داد، پيامبر(ص) فرمود: شخصي همراه من است، آيا اجازه هست با او وارد خانه شويم؟ فاطمه(س) عرض كرد: «اي رسول خدا «قِناع» (يعني مقنعه و روسري) ندارم.» پيامبر(ص) فرمود: اي فاطمه! زيادي لباس بلند روپوش خود را بگير و سرت را با آن بپوشان».
حضرت زهرا(س) در عين آن كه حجاب كامل را رعايت ميكرد، حجاب را پردهنشيني و انزواي زنان نميدانست، بلكه شواهد بسياري وجود دارد كه آن حضرت حجاب را هرگز دست و پاگير و مانع تلاشهاي اجتماعي و سياسي نميدانست. از اين رو، در عرصههاي مختلف اجتماعي و سياسي شركت فعّال داشت، به عنوان نمونه:
چگونگي خطبه خواندن حضرت زهرا(س) در مسجدالنّبي
يكي از امور مهمّي كه در زندگي حضرت زهرا(س) همواره ميدرخشد، خطبه غرّاي او در مسجدالنّبي پس از رحلت پيامبر(ص) در ازدحام مردم است، كه او با اين خطبه غاصبان و خطاكاران را به محاكمه كشيد و آنان را قاطعانه محكوم كرد، و از حريم ولايت و رهبري اميرمؤمنان علي(ع) به دفاع برخاست.
چگونگي حركت حضرت زهرا(س) از خانهاش (كه مجاور مسجد بود) به مسجد، در رابطه با مراعات حفظ حريم حجاب به قدري دقيق و ظريف است، كه جدّا سزاوار است همگان در اين مورد با نظر دقيق بنگرند، و نكتهها را دريابند، و سپس خطبه غرّاي او را در آن اجتماع و جوّ حاكم مورد بررسي قرار دهند.
به راستي كه منظره خطبه خواندن حضرت زهرا(س) تابلو گويا و بسيار روشن درباره حفظ حريم حجاب، و در عين حال شركت كامل در صحنه براي سخنراني و دفاع از حريم حق است و اين همان راه اعتدال است كه اسلام در همه جا به آن سفارش نموده است.
ما در اين جا چگونگي حركت آن حضرت براي القاي خطبه را شرح ميدهيم، تا مسأله مهم حجاب را از مكتب زهراي اطهر(س) بياموزيم، و هم باور كنيم كه زن ميتواند در عين حفظ حريم حجاب، از پردهنشيني خارج گردد، و به عنوان نيمي از جامعه انساني، رسالت خود را به انجام رساند.
شرح اين چگونگي، نيز ميتواند جواب دندانشكني به آن افرادي باشد كه حجاب اسلامي را كمرنگ گرفته، و خطبه خواندن حضرت زهرا(س) در مسجد را به عنوان شاهد عقيده ناصحيح خود ميآورند، غافل از آن كه شش دليل و شاهد محكم در مقدّمه خطبه وجود دارد، كه هر كدام نشان دهنده اهميّت حجاب از نظر حضرت زهرا(س) است. اينك شرح مطلب:
عبدالله بن حسن (نوه امام حسن مجتبي عليه السلام) از پدران خود نقل ميكند، هنگامي كه مسأله غصب فدك رخ داد، و اين خبر به حضرت زهرا(س) رسيد، در اين هنگام حضرت زهرا(س) تصميم گرفت به مسجد برود و در آن جا به عنوان حمايت از حق، سخنراني كند، چگونگي حركت حضرت زهرا(س) در متن عبارت چنين آمده:
حضرت زهرا(س) روسري خود را بر سرش پيچيد و عباي خود را (كه روپوشي وسيع بود) به سر نمود، و ميان گروهي از ياران و زنان خويشاوندش (به سوي مسجد) حركت كرد، آن حضرت هنگام راه رفتن (بر اثر شتاب يا بلندي لباس) به قسمت پايين لباسش پا ميگذاشت (در نهايت پوشيدگي راه ميرفت) شيوه راه رفتن او (در متانت و وقار) هم چون شيوه راه رفتن رسول خدا(ص) بود،
تا اين كه بر ابوبكر وارد شد، ابوبكر در ميان ازدحام مسلمانان قرار گرفته بود، در اين هنگام ميان آن حضرت و مردم، پردهاي نصب شد، حضرت زهرا(س) نشست، سپس ناله جانسوزي نمود كه بر اثر آن، صداي همه حاضران به گريه بلند شد، به گونهاي كه گويي از صداي گريه، مسجد به لرزه درآمد، سپس حضرت زهرا(س) اندكي سكوت كرد، تا مردم آرام شدند، و جوش و خروششان بر اثر گريه، فرونشست، آن گاه خطبه را شروع كرد». (احتجاج طبرسي)
تجزيه و تحليل عبارت فوق
در اين عبارت، در رابطه با حفظ حريم حجاب و عفاف در عين شركت در يك صحنه پرشور سياسي و اجتماعي، شش نكته است كه هر كدام از جهتي بيانگر اهميّت و عظمت مقام حجاب در سيره حضرت زهرا(س) است، كه به اختصار بدان اشاره ميشود:
1ـ آن حضرت روسري خود را كه به طور كامل سر و گردن و سينهاش را ميپوشانيد، بر سر گرفت، تعبير واژه (پيچيد) حاكي است كه روسري به طور كامل و چسبان به سر و گردن گرفته شده بود، نه به طور سبك و وارفته كه با اندكي تكان دادن از سر رد شود و موي سر آشكار گردد؛
2ـ حضرت زهرا(س) علاوه بر آن روسري، لباس روي لباسهايش مانند عبا را بر سر و تن خود پوشانده بود
3 ـ لباسي كه بر تنش بود به قدري بلند بود كه در راه رفتن، گاهي قسمت پايين لباس زير پاي حضرت زهرا(س) قرار ميگرفت
4ـ آن حضرت همانند رسول خدا(ص) با متانت و وقار حركت ميكرد، يعني هيچ گونه حركات نامناسب و دور از نزاكت در حركت او ديده نميشد؛
5 ـ علاوه بر اين ها در مسجد پردهاي به احترام او نصب كردند، و آن حضرت در پشت آن پرده خطبه خواند.
6ـ دوستان و زنان خويشانش، اطرافش را گرفته بودند.
به اين ترتيب نتيجه ميگيريم، حضرت زهرا(س) در عين آن كه در همايش پرشكوه و پرجنجال شركت نمود، همه نمادهاي حريم حجاب و عفاف را رعايت نموده است.
با تشکر از حجةالاسلام والمسلمين محمد محمّدي اشتهاردي و نشريه پاسدار اسلام
التماس دعا
به نام خدائی که حضرت زهرا را آفرید تا
مقام والای زن را به جهانیان نشان دهد
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم.
با سلام امیدوارم از مطالب این وبلاگ لذت ببرید.
برخی دوستان مطالبی درباره ازدواج خواسته بودند
و برخی درباره حضرت زهرا سلام الله علیها
ما هم برای اینکه هر دو گروه را راضی کرده باشیم
این مطلب را آوردیم
درسي از شب ازدواج حضرت فاطمه (س)
زنان بسياري گرد آمده بودند تا حضرت زهرا را در اين مراسم مشايعت کرده و به خانه علي (ع) ببرند. در ميان اين شلوغي و ازدحام ناگاه زن فقيري نزد حضرت فاطمه رفت و درخواست کمک نمود.
همه با تعجب فاطمه را مي نگريستند که چگونه در چنين زمان حساس و به ياد ماندني از زندگي اش ، هر آنچه در پيرامونش مي گذرد را رها کرده و به ياري بنده اي از بندگان خدا مي شتابد
حضرت با قلبي مملو از رحمت و رافت و با نگاهي مهربان به آن زن گفت :"بگو چه مي خواهي تا من تو را ياري کنم ."
زن بامشاهده چهره مهربان حضرت زهرا و در حالکه بغض گلويش را مي فشرد چنين گفت:
" اي دختر رسول خدا، نمي خواستم که در چنين شب بزرگي از زندگي ات خاطر تو را آزرده کنم ، ولي چه کنم که ناتواني به گونه اي مرا در سختي قرار داده که چاره اي جز اين نديدم که به نزد تو بيايم. اکنون نيازمند به پوشاکي هستم که خود را با آن بپوشانم."
حضرت زهرا پس از شنيدن سخنان زن به او گفت :" قدري صبر کن تا من برگردم.
پس از لحضاتي حضرت فاطمه با لباسي که براي مراسم عروسي اش تهيه شده بود، به سوي زن آمد.
حضرت با دستان مهربان خود لباس عروسي اش را به زن بخشيد و او را به خدا سپرد.
اطرافيان در حاليکه با تعجب بسيار به دختر پيامبر مي نگريستند علت اين امر را از او جويا شدند
حضرت در جواب آنان به آيه اي از قرآن استناد کردو فرمود:" لن تنالوا البرحتي تنفقوا مما تحبون"
"هرگز به مقام نيکو کاران نخواهيد رسيد مگر از آنچه دوست مي داريد در راه خدا انفاق کنيد."
پيامبر پس از اين اتفاق فرمود:" جبرئيل بر من نازل شد و فرمود:
" خداوند به تو و فاطمه سلام مي رساند و مي فرمايد هرچه زهرای بتول بخواهد به او مي دهيم."
من با فاطمه (س) ، اين موضوع را مطرح کردم و او در جواب من گفت:" هيچ چيز جز توفيق خدمت در راه حق نمي خواهم و از خداوند طلب مي کنم که رحمتش هميشه باقي باشد."
زندگي مشترک حضرت فاطمه (س) و همسر با وفايش علي (ع) به سادگي و بدور از تشريفات آغاز شد و اين بانوي گرامي وارد مرحله جديدي از زندگي گرديد. حضرت با کمال ميل و در حاليکه احساس خوشبختي مي کرد به خانه ساده و بي آلايش علي بن البيطالب (ع) رفت.
پدر بزرگوارش معني زندگي را به او آموخته بود و به وي تفهيم فرموده بود که انسانيت ، جوهر زندگي است و اهميت ازدواجي که بر اساس خوي و خصلتهاي اسلامي استوار گردد، به مراتب از زر و زيور دنيا با ارزشتر است .
ايشان به شئون مختلف زندگي عنايتي خاص داشت و با کار و کوشش به رفع نيازمنديهاي منزل مي پرداخت .
زندگي حضرت فاطمه زهرا(س) بخاطر موقعيت حساسي که خاندان پيامبر داشتند و در راه دعوت اسلام با آزار و اذيت مشرکين و منافقين روبرو بودند آکنده از سختي و فشارهاي اقتصادي و اجتماعي بود.
اما اين شرايط دشوار، خللي در عزم و اراده ايشان ايجاد نکرد و اين بانوي گرامي با صبر و تحملي خاص به وظايف خود عمل مي فرمود.
در زندگي حضرت عبادت و طاعت پروردگار ، انجام وظايف خانواده و همچنين مشارکت در مسائل اجتماعي و سياسي هر يک در جاي خود جلوه اي خاص داشت.
حضرت فاطمه (س) با اينکه مسئوليت زيادي در خانه بر عهده داشت، اما هيچگاه خود را از مسائل سياسي و اجتماعي دور نگه نداشت، حمايت بي دريغ ايشان از پيامبر اسلام و همچنين امام علي(ع) درخشانترين نقطه زندگيش مي باشد.
حضرت در برخي از غزوات مشارکت داشتند و پيامبر در جنگ ها مسئوليت برخي از کارها را به اين بانوي گرامي مي سپردند. ايشان در سخت ترين شرايط تا آنجا که مقدور بود پدر و شوهر خود را در جبهه ها همراهي مي کردند.
حضرت فاطمه (س) با تمام توان، براي تبيين و تبليغ فرهنگ اسلامي و آموزشهاي زندگي ساز آن مي کوشيد. پس از رحلت پيامبر نيز حضرت فاطمه (س) در مورد سرنوشت جامعه اسلامي بي تفاوت نماند و در مقابل ظلم و بيعدالتي به شايستگي ايستادگي کرد.
خطبه اي که اين بانوي گرامي پس از رحلت پيامبر در مسجد النبي بيان کردند، نمايانگر شجاعت، شهامت ، بينش الهي و آگاهي سياسي و اجتماعي ايشان است.
با وجود چنين مسئوليت هايي ايشان در کنارهمسر با وفايش حضرت علي(ع) فرزنداني را تربيت کرد که هر يک الگويي راستين در ارزشهاي انساني شدند و از آنان نسلي پا به عرصه وجود نهاد که هنوز بعد از گذشت بيش از هزار سال ، سيره آنان در زندگي فرا روي تمامي حق جويان و کساني است که بدنبال ارزشهاي الهي و انساني هستند
ايشان در مسائل علمي تلاش چشمگيري داشتند و بخصوص بانوان را بر علم آموزي و کسب معارف الهي ترغيب مي کردند و مي فرمودند:" جلسه مباحثه و مناظره علمي براي من بسيار ارزشمند است . هر سوالي که داريد بگوئيد تا جواب دهم."
نقل شده است که به واسطه کمالات علمي فراوان حضرت فاطمه(س) ، خدمتگذار ايشان " زني به نام"فضه " بر اثرملازمت و همراهي با اين بانوي گرامي، چنان با معارف قرآن آشنا شده بود که سالها با استناد به آيات قرآن به سوالات مختلفي که از سوي مردم مطرح ميشد، پاسخ مي داد.
براستی چرا ما از گذشته درس نمی گیریم؟
التماس دعا
بنام خدائی که عشق را افرید و به نام پروردگار زیبائی ها
برای ظهور در فرج حضرت یک صلوات بفرستید.
سخنی از خمینی برای زنان
می شود گفت که بانوان این نهضت انقلابی را پیش بردند
(پس ما زنان ودختران می توانیم ایران را دوباره بسازیم)
التماس دعا
بنام خدائی که عشق را افرید و به نام پروردگار زیبائی ها
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
برای ظهور در فرج حضرت یک صلوات بفرستید.
امیدوارم که از مطالب این وبلاگ لذت ببرید.
رحلت جان سوز خمینی کبیر سلام الله علیه را
به تمامی شیفتگان آن حضرت تسلیت عرض می کنیم.
باید خدا را شکر کرد که این شخصیت گرانقدر وبا عظمت را
بر سر راه زندگی ما ایرانیان قرار داد.
امیدواریم که بتوانیم از این نعمت بزرگ والگوی وارسته استفاده لازم را ببریم.
بد نیست برخی از اعترافات بیگانگان را در مورد عظمت امام بدانیم.
1- هنری کسینجر مشاور رئیس جمهوری امریکا :
آیت الله خمینی غرب را با بحران جدی برنامه ریزی مواجه کرد .تصمیمات او چنان رعد آسا بود که مجال هر نوع تفکر و برنامه ریزی را از سیاست مداران و نظریه پردازان سیاسی می گرفت . هیچ کس نمی توانست تصمیمات او را از پیش حدس بزند. او با معیارهای دیگری غیر از معیارهای شناخته شده در دنیا سخن می گفت وعمل می کرد گوئی از جای دیگر الهام می گرفت. دشمنی آیت الله خمینی با غرب برگرفته از تعالیم الهی او بود. او در دشمنی خود نیز خلوص نیت داشت.
2- روزنامه تایمز لندن :
با وقوع انقلاب اسلامی ایران برای اولین بار یک کشور مسلمان با یک رهبری دینی موفق شد بطور موفقیت آمیزی قدرت های بزرگ غربی را به مبارزه طلبد و آنها را تحقیر کند و به منافع مادیشان خسارت وارد کند.
3- میخائیل گورباچف :
جهانیان هم چنان تحت تاثیر انقلاب معنوی او قرار دارند .
او فراتر از زمان می اندیشید و در بعد مکان نمی گنجید
واقعا امام نعمتی الهی است .
حال که این همه از امام گفتیم خوب است نظر ایشان را در مورد
زن و آزادی هم بدانیم
دیدگاه غرب (زن = بازیچه دست مردان)
پاره ای از سخنان امام خمینی(ره):
درمورد بدحجابی:
"از جنایتهای بزرگی که به ملت ما شد... بانوان ما را ملعبه کردند بانوان ما را مثل عروسکها کردند. اینها میخواستند زن را مثل شیء مثل یک چیز، مثل یک متاع، به این دست و آن دست بسپارند.
زن هم باید از فساد اجتناب کند. زنها نباید ملعبة جوانهای هرزه بشوند. زنها نباید مقام خودشان را منحط کنند و خدای ناخواسته بزک کرده بیرون بروند و در انظار مردم فاسد قرار گیرند. زنها باید انسان باشند، زنها باید تقوا داشته باشند، زنها اختیار دارند، همان طوری که مردها اختیار دارند.
آنهایی که قصد دارند زنان را ملعبه مردان و ملعبه جوانان فاسد قرار بدهند، جنایتکار هستند. زنها نباید فریب بخورند. زنها گمان نکنند این مقام زن است که بزک کرده با سر باز و لخت بیرون برود، این مقام زن نیست، این عروسک بازی است نه زن، زن باید شجاع باشد. زن باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت کند. زن آدمساز است، زن مربی انسان است.
این جانب به زنان توصیه میکنم که رفتار زمان طاغوت را فراموش کنند وایران عزیز را که متعلق به خودشان و فرزندانشان است به طور شایسته بسازند."
در مورد آزادی غربی:
"آن آزادی که آنها برای مملکت ما میخواستند، آن آزادی بود که جوانهای پسر ما و هم جوانهای دختر ما را به تباهی بکشند. آن آزادی را آنها میخواهند که من از این تعبیر به آزادی وارداتی یا آزادی استعماری، یعنی یک آزادی که در ممالکی که میخواهند وابسته به غیر باشد. این آزادیها را سوغات میآورند، هروئین آزاد مثلاً، مشروبات هم آزاد، محل فساد که میدانید آنطوری که میگفتند از تهران تا آخر شمیران صدها محل فساد به بدترین فساد... آنها که میگفتند و هی آزادی آزادی میکردند این معنا بود که مشروب فروشی بیشتر از کتابفروشی باشد. و مراکز فحشا بیشتر از مراکز علم باشد. جوانهای ما را بکشند به آن مراکز فحشا،...مغز(جوانی) که عادت کرد به فحشاء دیگر نمیتواند فکر کند که نفت ما را کی برد اینها میخواهند این طور باشد."
بیائیم این تفکر را در خود ایجاد کنیم که ایرانی می تواند مروج فرهنگ باشد.
التماس دعا
بنام خدائی که عشق را افرید و به نام پروردگار زیبائی ها
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
برای ظهور در فرج حضرت یک صلوات بفرستید.
امیدوارم که از مطالب این وبلاگ لذت ببرید.
حدیث هفته:
یکبار هم حدیثی برای آقایان بنویسیم تا فکر نکنند فقط ما خانمها باید دیندار باشیم
پیامبراکرم صل الله علیه واله وسلم فرمودند:
کسی که دیده خود را از نگاه به زن نامحرم سیراب کند، خداوند درقیامت چشمان او را بوسیله میخهای آتشین وآتش پر میکند وچون حسابرسی مردم به پایان برسد، او را در جهنم میاندازد.
التماس دعا
بنام خدائی که عشق را افرید و به نام پروردگار زیبائی ها
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
برای ظهور در فرج حضرت یک صلوات بفرستید.
امیدوارم که از مطالب این وبلاگ لذت ببرید.
آلودگی جامعه
خشتی به روی خشت زبام و دری نماند باغی نماند و برگی و بار و بری نماند
بیخ ِ گیاه سوخت ، مگر آبها گریخت؟ خوشید بار ِ ابر ، مگر تشتری نماند؟
زینسان که زد به طرفِ گلستان سموم ِ جور بویی ز داغ ِ لاله و سیسنبری نماند
زان شعله ها که برق ِ عداوت به خانه ریخت از خانه غیر ِ خرمن ِ خاکستری نماند
زینسان که مرغ ِ سوخته را آشیان گسیخت پرواز را فراغت ِ بال و پری نماند
درکوی عشق ، شعلهء آزادگی فسُرد درجانپناه ِ میکده جام آوری نماند
جز داغ ِ سینه با شب ِ کین آتشی نسوخت بی خون ِ دل به بزم ِ صفا ساغری نماند
چندانکه زآسمانهء میهن ستاره ریخت بر سقف ِ بی کرانهء شب اختری نماند
هرصبحگاه سینهء یاران چنان شکافت کز خاوران زسرخی خون خاوری نماند
مردی نیافتند که گم کرده ای نداشت بی جامهء سیاه به تن مادری نماند
ضحاّک دیرزیست چنان کز میان ِ قوم درکارگاه ، کاوهء آهنگری نماند
هرجا چراغ بود ز وحشت پناه جُست ظلمت نشست و مشعل ِ روشنگری نماند
نام ِ خِرَد به نائرهء جهل ِ ناب سوخت دانش بلای جان شد و دانشوری نماند
بیداد داور آمد و داد از جهان رمید جُز نیزه دار ِ جور ، جهانداوری نماند
رستم کجاست در پی کین ِ سیاوشان؟ کاینجا جز از سران ِ انیران سری نماند!
حافظ کجاست تا بدرد پرده های ریب؟ کاینجا جز از دروغ و ریا باوری نماند!
آزرده کرد کژدم ِ غربت جگر مرا بر خاک ِ غیر نَفخهء جان پروری نماند
یاران به رغم ِ حادثه فریادگر شوید فردا جهان مباد اگر کشوری نماند
التماس دعا
بنام خدائی که عشق را افرید و به نام پروردگار زیبائی ها
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
برای ظهور در فرج حضرت یک صلوات بفرستید.
امیدوارم که از مطالب این وبلاگ لذت ببرید.
پوشش زن در آيين زرتشت
پژوهشها نشان ميدهد كه زنان ايران زمين از زمان مادها كه نخستين ساكنان اين ديار بودند، داراي حجاب كاملي، شامل پيراهن بلند چيندار، شلوار تا مچ پا و چادر و شنلي بلند بر روي لباسها بودهاند.( جليل ضياءپور، پوشاك باستاني ايرانيان از كهنترين زمان) اين حجاب در دوران سلسلههاي مختلف پارسها نيز معمول بوده است.(جليل ضياءپور، پوشاك زنان ايران )
بنابر اين، در زمان بعثت زرتشت و قبل و بعد از آن، زنان ايراني از حجابي كامل برخوردار بودهاند. برابر متون تاريخي، در همه آن زمانها پوشاندن موي سر و داشتن لباس بلند و شلوار و چادر رايج بوده است و زنان هر چند با آزادي در محيط بيرون خانه رفت و آمد ميكردند و همپاي مردان به كار ميپرداختند، ولي اين امور با حجاب كامل و پرهيز شديد از اختلاطهاي فسادانگيز همراه بوده است.
جايگاه فرهنگي پوشش در ميان زنان نجيب ايرانزمين به گونهاي است كه در دوران سلطه كامل شاهان، هنگامي كه خشايارشاه به ملكه «وشي» دستور داد كه بدون پوشش به بزم بيايد تا حاضران، زيبايي اندام او را بنگرند، وي امتناع نمود و از انجام فرمان پادشاه سر باز زد و به خاطر اين سرپيچي، به حكم دادوَران، عنوان «ملكه ايران» را از دست داد. (فرهت قائممقامي، آزادي يا اسارت)
در زمان ساسانيان ـ كه پس از نبوت زرتشت است ـ افزون بر چادر، پوشش صورت نيز در ميان زنان اشراف معمول شد. به گفته ويل دورانت پس از داريوش، زنان طبقات بالاي اجتماع، جرأت نداشتند كه جز در تختِ روانِ روپوش دار از خانه بيرون بيايند و هرگز به آنان اجازه داده نميشد كه آشكارا با مردان آمد و رفت كنند. زنان شوهردار حق نداشتند هيچ مردي حتي پدر و برادرشان را ببينند. در نقشهايي كه از ايران باستان بر جاي مانده است، هيچ صورت زني ديده نميشود و نامي از ايشان نيامده است. (ويل دورانت، تاريخ تمدن)
تجليّات پوشش در ميان زنان ايران چنان چشمگير است كه برخي از انديشمندان و تمدننگاران، ايران را منبع اصلي ترويج حجاب در جهان معرفي كردهاند. (ويل دورانت، تاريخ تمدن)
از آنجا كه مركز بعثت «اشو زرتشت» ايران بوده است و آن حضرت در زمينه اصل حجاب و پوشش زنان در جامعه خويش كمبودي نميديده است، با تأييد حدود و كيفيت حجاب رايج آن دوران، كوشيد تا با پندهاي، خود ريشههاي دروني حجاب را تعميق و مستحكم نموده، عامل درون را ضامن اجرا و پشتوانه استمرار و استواري حجاب معمول قرار دهد.
به پند و اندرزهاي «اشوزرتشت» بنگريد تا تلاش وي براي تعالي و آموزش مباني حجاب و بيان لزوم توأم نمودن حجاب ظاهري با عفّت باطني، روشنتر شود؛ او ميفرمايد:
اي نوعروسان و دامادان!... با غيرت، در پي زندگانيِ پاكمنشي بر آييد... .اي مردان و زنان! راه راست را دريابيد و پيروي كنيد. هيچ گاه گردِ دروغ و خوشيهاي زودگذري كه تباه كننده زندگي است، نگرديد؛ زيرا لذّتي كه با بدنامي و گناه همراه باشد، همچون زهر كشندهاي است كه با شيريني درآميخته و همانند خودش دوزخي است. با اين گونه كارها، زندگاني گيتي خود را تباه مسازيد. پاداش رهروان نيكي، به كسي ميرسد كه هوا، هوس، خودخواهي و آرزوهاي باطل را از خود دور ساخته، بر نفس خويش چيره گردد و كوتاهي و غفلت در اين راه، پايانش جز ناله و افسوس نخواهد بود.
فريب خوردگاني كه دست به كردار زشت زنند، گرفتار بدبختي و نيستي خواهند شد و سرانجامشان خروش و فرياد و ناله است. (يسنا، ص53)
گفتني است كه در دين زرتشت، لباس يا كيفيت خاصي براي حجاب زنان واجب نشده است؛ بلكه لباس رايج آن زمان كه شامل لباس بلند، شلوار و سرپوش ـ يعني چادر يا شنلي بر روي آن ـ بوده است، مورد تقرير و تنفيذ قرار گرفته است. هر چند كه استفاده از سِدرِه و كُشتي ـ لباس مذهبي ويژه زرتشتيان ـ توصيه شده است.(«سدره» از نه پاره پارچه سفيد و نازك دوخته شده و در زير پيراهن، چسبيده به بدن پوشيده شود. سدره كه در اوستا (ستره) ناميده شده، به معناي آن نيز هست.)
البته بر هر مرد و زن واجب است كه هنگام انجام مراسم عبادي و نيايش، سر خود را بپوشاند. بنا به گفته موءبد «رستم شهرزادي» پوشش زنان بايد به گونهاي باشد كه هيچ يك از موهاي سرِ زن از سرپوش بيرون نباشد. در خرده اوستا، به طور صريح چنين آمده است: «نامي زت واجيم، همگي سر واپوشيم و همگي نماز و كريم بدادار هورمزد؛( خرده اوستا) يعني همگان نامي ز تو بر گوييم و همگان سر خود را ميپوشيم و آن گاه به درگاه دادار اهورمزدا نماز ميكنيم».
بر اساس آموزههاي ديني، يك زرتشتي موءمن، بايد از نگاه ناپاك به زنان دوري جويد و حتي از به كارگيري چنين مرداني خودداري كند. در اندرز «آذربادماراسپند» موءبد موبدان آمده است: «مرد بدچشم را به معاونت خود قبول مكن»(سالنماي 1372، چاپ انجمن زرتشتيان تهران)
پوشش موي سر و داشتن نقاب بر چهره، پس از سقوط ساسانيان نيز ادامه يافته است.
به اين نمونه بنگريد: پس از فتح ايران، هنگامي كه سه تن از دختران كسري، شاهنشاه ساساني را براي عمر آوردند، شاهزادگان ايراني همچنان با نقاب، چهره خود را پوشانده بودند. عمر دستور داد تا پوشش از چهره بر گيرند تا خريداران پس از نگاه، پول بيشتري مبذول دارند. دوشيزگان ايراني خودداري كردند و به سينه مأمور اجراي حكم عمر مشت زده، آنان را از خود دور ساختند. عمر بسيار خشمناك شد؛ ولي امام علي(ع) او را به مدارا و تكريم آنان توصيه فرمود.
علي محمدآشناني
(نشريه :پرسمان)
التماس دعا
بنام خدائی که عشق را افرید و به نام پروردگار زیبائی ها
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
برای ظهور در فرج حضرت یک صلوات بفرستید.
امیدوارم که از مطالب این وبلاگ لذت ببرید.
حدیثی درباره:نگاه به نامحرم
پیامبر اکرم (صل الله علیه واله) فرمودند:
همه چشمها در روز قیامت گریانند مگر
چشمی که به نامحرمان نگاه نکند و ...
التماس دعا
بنام خدائی که عشق را افرید و به نام پروردگار زیبائی ها
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
برای ظهور در فرج حضرت یک صلوات بفرستید.
امیدوارم که از مطالب این وبلاگ لذت ببرید.
این وبلاگ قصد دارد به بزرگترین و کامل ترین وبلاگ در زمینه حجاب تبدیل شود
نظرات و پیشنهادات خود را اعلام نمائید
و در صورتی که حاضر به همکاری هستید از شما استقبال می کنیم
فقط زمینه کاری خود را اعلام نمائید
در ضمن مقالات شما
در هر زمینه ای مثل عکس و مقاله و شعر
هم در صورت بررسی و مشکل نداشتن در وبلاگ قرار می گیرند
از کسانی که حاضرند یک قالب زیبا و مناسب برای این
وبلاگ طراحی کنند دعوت به عمل می آید
التماس دعا
بنام خدائی که عشق را افرید و به نام پروردگار زیبائی ها
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
برای ظهور در فرج حضرت یک صلوات بفرستید.
امیدوارم که از مطالب این وبلاگ لذت ببرید.
مظلومیت زن قبل از اسلام
(در اروپا وعربستان)
در یونان و روم :در یونان زن جزو کالاهای تجاری در بازارها خرید و فروش میشد و بدون شخصیت حقوقی و اجتماعی بود و بعد از وفات شوهرش حق زندگی نداشت. مرد میتوانست زن خود را به هر که بخواهد قرض دهد یا به دوستانش هدیه کند.در روم قبل از میلاد، دختران و زنان، کنیز و بدبخت بودند و مانند اشیا و حیوانات، خرید و فروش میشدند و از تمام حقوق اجتماعی محروم بودند. نه ارث میبردند و نه میتوانستند مالک چیزی بشوند.مرد حق دادرسی و کیفر زن را داشت و میتوانست به خاطر گناهش او را به مرگ محکوم نماید.
در روسیه:در روسیه قدیم هنگامی که پدری دخترش را به خانه شوهر میفرستاد او را آهسته با تازیانه میزد و سپس شلاق را به داماد خود میداد تا معلوم شود از این به بعد دختر از کسی که جوانتر و نیرومندتر است کتک خواهد خورد.در اسلاوهای روسیه و صربستان (زن جزء غنایم جنگی به شمار میرفت) و دزدیدن و غصب او تا قرن گذشته رواج داشت.
در عربستان:یکی از اعراب دوران جاهلیت وقتی مسلمان شد ماجرای زنده به گور ساختن دختر خود را برای پیغمبر اسلام(ص) چنین شرح داد:
موقعی به سفر رفتم که زنم حامله بود. وقتی از سفر مراجعت نمودم(طبق معمول مسافرتها در آن زمان چندسال طول میکشید) دیدم دخترکی در خانة من است. از زنم پرسیدم این دختر از کیست؟ گفت این دختر از آن تو است. موقعی که به سفر رفتی من او را حامله بودم و اکنون به این سن رسیده است. حال که این دختر به این سن رسیده از کشتن او چشم بپوش و بگذار این دختر به عنوان یادگار برای خانواده و قبیله باقی بماند.
مرد عرب حکایت خود را برای پیغمبراکرم(ص) چنین ادامه داد: در ظاهر چیزی نگفتم و صبر کردم تا دخترم به سن رشد رسید روزی به مادرش گفتم دختر را آرایش بنمای و موهای او را شانه کن که میخواهم او را به عروسی یکی از قبایل ببرم مادرش خوشحال شد و موهای دختر را شانه کرد و براو لباس نو و فاخر پوشانید و به دستم سپرد. دختر فوقالعاده خوشحال به نظر میرسید و فکر میکرد واقعاً او را به عروسی خواهم برد.
دست او را گرفتم از خانه و حوالی آنجا دور شدیم تا این که به وسط بیابان رسیدیم به دخترم گفتم صبر کن و بنشین تا بروم برای خودم آبی تهیه نمایم دخترم نشست و من از او دور شدم قصدم این بود که در نقطهای که از چشم او دور باشد، قبری برای او حفر کنم.
گودالی کندم و قبری آماده کردم و به نزد دخترم بازگشتم و به او گفتم که چشمة آبی یافتهام، خوب است برای رفع عطش به سوی چشمه رفته و سیراب شویم. سپس به عروسی برویم او باور کرد و با من به راه افتاد.
وقتی چشمش به آن گودال افتاد از من پرسید این گودال چیست؟ گفتم: برای تو مهیا کردهام. گفت: پدر مگر ما به عروسی نخواهیم رفت؟ گفتم چرا، محل عروسی در همین جاست دخترم گفت: پدر مگر دربارة من چه خیال داری؟ گفتم: مطابق آداب و روسم باید زنده به گور شوی تا بدین وسیله ننگ و رسوایی از خاندان و قبیلة ما برطرف گردد.
وقتی دخترک این وضع را دید به گریه افتاد و ضجه و تضرع نمود و گفت: پدر آیا ممکن است از این کار صرفنظر کنی و مرا زنده به گور نکنی؟ به تو قول میدهم با تو به خانه برنگردم و سر به بیابانها بگذارم و خود را از انظار مخفی و پنهان سازم، و تو به قبیلهات چنین وانمود کن که دخترت را کشته و زنده به گور نمودهای. آنچه دخترم خواهش کرد به دلسنگ من تاثیر ننمود.
در این حال پیغمبر(ص) متاثر گردید و اشک از چشمانش سرازیر شد و فرمود: سرانجام چه کرد؟ گفت: وقتی دیدم دخترم زیاد اصرار و ضجه و زاری میکند، براو بانگ زدم و با یک ضربه به سرش او را بیهوش ساختم و در میان قبر گذاشتم و شروع به ریختن خاک برسرش نمودم، مقدار زیادی خاک ریختم، چیزی نمانده بود که خاک از سر او بگذرد که دخترم به هوش آمد و خود را در میان خاک غوطهور دید، به طوری که نمیتوانست خود را از انبوه خاکی که بر سرش ریخته بودم، نجات دهد بناچار با صدای ضعیفی که با ناله توأم بود صدا میزد و باز التماس میکرد و میگفت: پدر تو را به جان مادرم قسم میدهم از گشتن من صرفنظر کن ولی باز مشغول ریختن خاک شدم و به نالة او اعتنا ننمودم.
وقتی مایوس گردید، با صدای ضعیفی مرا مخاطب ساخته گفت: حال که میخواهی مرا بکشی اگر به خانه رسیدی سلام مرا به مادرم برسان و به او مگو که مرا زنده به گور کردی. بگو در عروسی نزد قبیلهات گذاشتی و به آنها سپردی زیرا اگر مادرم بفهمد از غصه دق میکند. وقتی ماجرای حکایت آن مرد عرب به اینجا رسید، گریه پیغمبر شدت یافت، به طوری که از شدت تاثر و گریه شانههای آن حضرت تکان میخورد.
این بود حکایت یک عرب که احساس فرزند دوستی و علاقه به اولاد که حتی در حیوانات هم وجود دارد در او از بین رفته بود.
بنام خدائی که عشق را افرید و به نام پروردگار زیبائی ها
اللهم صل علی محمد و آل محمد.
برای ظهور در فرج حضرت یک صلوات بفرستید.
امیدوارم که از مطالب این وبلاگ لذت ببرید.
حدیثی درباره: پوشش زنان
پیامبر گرامی اسلام فرمودند:
خداوند، مردانی را كه شبیه زن میشوند و
زنانی را كه خود را شبیه مرد قرار میدهند،
نفرین كرده است».
التماس دعا


